
دکتر معتمدنژاد در نهایت قول داد که مشکل دکتر نمکدوست حل شود و او بزودی به هیات علمی بازگردد. ما به احترام ایشان پایان تجمع را اعلام کردیم، اما گفتیم اگر این مشکل حل نشود ما کماکان راه اعتراض را برای خودمان باز میدانیم و در قالب های دیگر آن را ادامه خواهیم داد.
نکته جالب حضور انواع و اقسام حراستی ها بود که در دانشکده قابل رویت بودند. گودرزی رئیس فعال حراست دانشگاه هم حضوری فعال داشت. وقتی همه به سالن می رفتند دیدم ۳ تا از عکاس ها با او به دفتر ریاست می روند. بعد از چند دقیقه رفتم بالا ببینم با آنها چه کار دارد. دیدم در حال پاکسازی کارت حافظه های دوربین هاست. و حتی آنها را هم تهدید می کرد مه علیه او مطلبی ننویسند.
به گودرزی گفتم حق چنین کاری را ندارد، گفت من حق همه کار دارم و آنها می بایست از روز قبل هماهنگ می کردند و نامه می نوشتند تا مشکلی پیش نیاید!!!
گودرزی البته توهین هایی را هم نثارم کرد که البته پشت تریبون در موردشان صحبت کردم.
خبر های زیر را هم بخوانید:
تجمع جمعي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در اعتراض به عدم تمديد قرارداد يكي از اساتيد برگزار شد
نمكدوست در جمع دانشجويان معترض دانشگاه علامه طباطبايي: نميخواهم از عضو هيات علمي به حقالتدريس تبديل شوم
دكتر معتمدنژاد:دكترنمكدوست بهعنوان عضوهيات علمي به دانشكده بازميگردد
فرقانی: نمكدوست همكاري خود را با دانشكده ادامه ميدهد
دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي تجمع كردند---باشگاه خبرنگاران
بيش از 300 نفر از دانشجويان علوم ارتباطات تجمع كردند ---ایلنا
یک بار دیگر خدمت دوستان عرض می کنم که ساعت تجمع ۸ صبح شنبه می باشد در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه، سه راه ضرابخانه، خیابان گل نبی.
دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه پابرجاست و انجمن اسلامی دانشکده هم با دانشجویان معترض همراهی می کند و در این تجمع شرکت می کند.
فوري 4 : سربازان شنبه! ---مداد کم رنگ
دانشجويان شنبه ايم و نگهبان علم---مداد سیاه
مطلب ندا دهقانی---چرک نوشت
اخراج نمك دوست از هيات علمى دانشكده علوم ارتباطات---شرق امروز
انجمن اسلامي دانشكده از كنار اين مساله به راحتي نمي گذرد و به زودي اقدام مناسب را انجام مي دهد.
مدت زیادی است که پستی نگذاشته ام اینجا. هرچند فکر می کنم یه گردگیری اساسی باید بشه اما فعلا چاره ای نیست، نقدا می سازیم تا ببینیم چه پیش می آید. البته حسابی اوضاعم شلوغ پلوغه و بی نیاز از توضیح! اما سعی می کنم کم و بیش نوری، حتی کورسویی، از بیرون از اینجا معلوم باشد.
این مصاحبه من و عبدالکریم تابش با مهدی کروبی است، که به گرمی پذیرفتمان و ۲ ساعتی با او به گپ و گفت نشستیم. راحت و بی پیرایه سخن می گفت، می خندید و می خنداند، بعضی جاها عصبانی می شد و البته خیلی زود از یاد می بردش.

قسمت پایانی گفتگو را به شخص "کروبی" اختصاص دادیم. از گذشته اش، زندگی اش و حتی چگونه عاشق شدنش! می خواستم آن رابه۴۰چراغ بدهم، اگر نشد همینجا می گذارمش.
+++کارگران مشغول کارند+++ مواظب خودتان باشید.
