
وي گفت: مشاركت آگاهانه كليد آينده كشور توانمندي چون ايران با جمعيتي جوان است. اين امر فراتر از مرزهاي سياسي به ضرورتي همگاني بدل شده است. بخش دوم اين گفتوگو را ميخوانيد.
در بازار كتاب غرب، بويژه آمريكا، آنچه درباره افغانستان ميتوانستي بيابي بيشتر مربوط به دوره هجوم ارتش سرخ بود و پس از آن هم طالبان. يعني يكسر جنگ و خشونت و فقر و فلاكت نه از گذشته اين كشور كسي چيزي ميدانست - و هنوز هم نميدانند - و نه كتابي در دسترس عموم بودكه نشان دهد روزگاري در آن منطقه بلازده زندگي با همه مشخصاتش جريان داشت. انگار تمام تاريخ افغانستان در آتش خشك مغزي و جهالت طالبان سوخته باشد كه هيچ اثري از قديم باقينمانده و تنها سيسال خونريزي و خرابي و قتل و غارت در اذهان مردمان مانده است.
در دو سه ساله اخير كتابهايي منتشر شدهاند كه هم جنبههايي از گذشته ناديده و ناگفته افغانستان را روايت ميكنند و هم تصوير به نسبت درستي از مردم آن سرزمين به دست ميدهند. مردمي همچون ديگر آدميان با همان خوبيها و بديها و آمال و آرزوها و علايق و سلايق، منتها در شرايطي به مراتب پيچيدهو دشوار. "بادبادك باز" يكي از اين كتابها است. رمان خوشخوان و رواني كه هم از خوش باشي مردم كابل در دوران حكومت داوودخان گفته است و هم از مصيبتهايي كه در دوره تهاجم شوروي و سپس غلبه طالبان بر آنها رفته است. خالد حسيني نويسنده اين رمان از اولين تجربه رماننويسياش سربلند بيرون آمده است به حدي كه كتابش ماهها در رديف پرفروشترين رمانهاي آمريكا بود. خالد حسيني آنچه را بر آن مملكت رفته است از نگاه تيزبين كودكي براي خوانندگانش ترسيم ميكند. هم از اوضاع اجتماعي و سياسي و اقتصادي پس از اشغال كشورش ميگويد و هم از خون دلي كه بعد از آزادي سيطره طالبان خوردهاند مينويسد. رمان چند لايه دارد و به مسائل گوناگون قومي و مذهبي و فرهنگي و اجتماعي افغانستان پرداخته است و فقط از اين جهت كه آدمي را وا ميدارد درباره افغانستان بخواند و بداند و فكر كند بسيار موفق بوده است. خالدحسيني در انديشه رفتن به موطن وبازسازي خاطرات دوران كودكياش است، سفري پراضطراب و رمز و راز كه عاقبتش براي اين پزشك مهاجر مقيم آمريكا چندان روشن نيست. او با Barnse and Noble مصاحبهاي انجام داده است كه خواندنش خالي از لطف نيست.
