عکس: سهام الدین فراهانی
اين تردد حبس و زنداني بود كه بنگذارد كه جان سويي رود
اين بدين سو آن بدان سو ميكشد هر يكي گويا منم راه رشد
این تردد عقبه راه حق است اي خنك آن را كه پايش مطلق است
بيتردد ميرود در راه راست ره نميداني بجو گامش كجاست
دكتر توفيق سبحاني با اين ابيات نشستي ديگر از مجموعه درس گفتارهاي مولانا را آغاز كرد. وي با بيان اينكه هر كس اين 4 بيت را دستورالعمل زندگياش قرار دهد، تاثير اساسي بر زندگياش خواهد داشت گفت: برخي اين ابيات را نوعي مسكن و معالج به شمار ميآورند و اگر بدان عمل كنيم قطعا ميتوانيم از آن سود ببريم ولو اينكه جنبه مثبتي هم نداشته باشد. دكتر سبحاني در جلسه گذشته در مورد كتاب صحبت كرده بود كه به عقيده او 5تاي آنها مسلما از مولانا است. وي در ابتداي اين نشست اشاراتي به مثنوي و كليات شمس داشت: ميدانيد كه مدار مولويشناسي از همان آغاز بيشتر مثنوي بوده است. كليات شمس شايد به دليل اينكه امور دروني در آن مطرح بوده از زمان مولانا خيلي مورد توجه واقع نشده و تا آنجايي كه من ميدانم مشروحي بر كليات شمس فراهم نشده. سالها است كه آقاي كريم زماني مشغول تهيه شرحي براي كليات شمس هستند و ظاهرا در مراحل پاياني كار هم قرار دارد.
ادامه مطلب----وبلاگ enameh
برخي سوال ميكنند در گزارش هيات تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي درباره مسائل فرهنگي در دوره اصلاحات از چه روشي سود جسته شده است؟
اگر نگوييم كه وراي كنشها و رفتار هر فرد و گروهي بايد مجموعهاي از معاني نهفته باشد، اما در هر حال هر كنشي ناظر به عوالمي و سبكي خاص است. اگر در لابهلاي سطور گزارش اندكي غور و بررسي كنيم درمييابيم كه به احتمال قوي از سبك و روش اكسپرسيونيسم * بهره گرفته شده است.
اكسپرسيونيسم را بيان عواطف يا حالات دروني با دست زدن به بزرگنمايي واقعيت تعريف كردهاند. در نقاشي هنرمندي را اكسپرسيونيست ميخوانند كه از اصول تعادل طرح و مفاهيم سنتي زيبايي پيروي نميكند. از اين رو اغراق در صور طبيعي و توجه به امكانات بياني خط، شكل و رنگ مشخصه كار چنين هنرمندي است كه البته آشفتگي در معنا را نيز همراه دارد.
وان گوگ از پيشگامان اكسپرسيونيسم است كه آگاهانه به اغراق و تغيير در صور طبيعي پرداخت تا <شور دهشتناك> آدميرا بيان كند. پل گوگن نيز شكلها را ساده و دوبعدي كرد و در رنگگزيني از هرگونه همانندي با واقعيت سر باز زد. او القا را جانشين روايت كرد. كارهاي گوگن نوعي خيالپردازي غريب و ناآشنا را باز ميتاباند.
اكسپرسيونيستهاي آلماني در بيقيدي سرآمد ديگران بودند. آنها شكلهاي اغراقآميز و رنگهاي تند را به كار گرفتند تا حس طغيان خود را عليه نظم موجود در هنر و جامعه آشكار سازند.
حال حكايت همان اغراقها، خيالپردازيها، عواطف و... است؛ و استفاده از روشي كه چندان باور به واقعيتها ندارد و به علاوه دست به انكار آنها هم ميزند. عملكرد فرهنگي اصلاحات يكسر مخدوش اعلام شده و خط بطلاني ممتد بر تمام دستاوردهاي فرهنگي دوره مذكور كشيده شده است. نشانهاي از عدالت، انصاف و حقيقت در گزارش ديده نميشود و بيمهابا اتهاماتي به اهل فضل و فرهنگ، هنرمندان و فرهيختگان وارد شده است و الخ...بر اساس آنچه گذشت شايد سهلتر باشد كه بگوييم روشي كه براي تحقيق و تفحص از وضعيت فرهنگي در 8 سال دوره اصلاحات بهرهگيري شده است اكسپرسيونيسم ايراني است.
* تعاريف و توضيحات برگرفته شده از دايرهالمعارف هنر، رويين پاكباز، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، چاپ اول، سال 1378 و هنر مدرن، نوربرت لينتن، ترجمه علي رامين، تهران، نشر ني، چاپ اول، سال 1382، است.
توضیح عکس: عملیات والفجر مقدماتی، چنانه، بهمن ۶۱، از راست: دکتر رضا هادی، احمد بورقانی و حمید هوشنگی
نميشود كسي در دهه 60 كار خبري كرده باشد و با حميد هوشنگي آشنا نباشد. هم دنياي خبر به بزرگي و گستردگي امروز نبود و هم تحرك خبري هوشنگي را آن روزها كمتر كسي داشت. در خبرگزاري جمهوري اسلامي، معاون خبري بود و در ستاد تبليغات جنگ جانشين دكتر كمال خرازي، رئيس ستاد. بچههاي آن روز خبرگزاري او را موتور سازمان ميناميدند. تند و تيز بود و هنوز هم آثار آن را در كلام و رفتارش ميتواني شاهد باشي، اما در توانايي حرفهاياش كسي ترديد نداشت. از نخستين و بهترين شاگردان دكتر كاظم معتمدنژاد و دكتر نعيم بديعي است. روزنامهنگاري خوانده و هم در راديو و تلويزيون كار كرده، هم در مطبوعات و در پايان، 12 سال در خبرگزاري جمهوري اسلامي.در سال 1359 در مقام مدير خبر در خبرگزاري پارس ... ادامه مطلب ====>بخش پایانی گفتگو
با چشمان باز بمباران را نگاه كن - خاطره ای از شهید مسعود مشایخی
< كار بزرگ >- و نقش مرحوم ممیز در شکل گیری ۵ جلد آلبوم جنگ تحمیلی، دفاع در برابر تجاوز

سالن كوچك اجتماعات شهر كتاب مركزي آكنده از دوستداران و علاقهمندان به فلسفه و تجدد بود تا شاهد نقد و بررسي كتاب <فلسفه و تجدد> دكتر كريم مجتهدي باشند كه به تازگي از سوي انتشارات اميركبير تجديد چاپ شده است. اين كتاب شامل 14 مقاله به هم پيوسته است و در آنها از ولتر، آگوست كنت، كانت و ... سخن به ميان رفته است.
رضا داوري اردكاني، محمد خوانساري و كريم مجتهدي سخنراناني بودند كه براي شركت در اين نشست از آنها دعوت به عمل آمده بود. هر چند كه در اين بين گاهي يكي ديگري را استاد خويش خطاب ميكرد اما ويژگي مشتركي اين هر سه را به هم وصل ميكرد؛ كه روزگاري صحبت از فلسفه و فلسفيدن را در گرمابه و گلستان آغاز كردند. و شايد به همين خاطر بود كه نوبت به سخنراني مجتهدي كه رسيد گفت: "آقاي محمدخاني به من لطف كرد كه دوستان مرا دعوت كرد تا مراعات حالم را كنند." ادامه مطلب
