واقعا نمی دانم در مورد حادثه امروز میدان هفت تیر چه باید بگویم، نمی دانم از چهره خونین زنی بگویم که به حول و قوه الهی قرار است به زودی حجاب توام با متانت داشته باشد، که به خاطر بدحجابی توسط مجریان طرح امنیت اجتماعی رنگ خون به رخسار دید، یا از شیون و زاری زنان و دخترانی که اتفاقا خیلی از آنها هم محجبه و شاهد این صحنه ها بودند. و یا از عطوفت و مهربانی افسران زنی که هیبتشان مردان را هم سر جاهاشان خشک کرده بود! خوب الحمدلله، خیلی خوشحالم که امنیت برقرار شد. تبریک به مجریان عزیز این طرح که تا این اندازه به فکر آسایش مردم هستند.
در میان این همه سیاهی مبهوت مانده بودم، لحظه ای حس کردم قلبم ایستاده، نفهمیدم در کجای جغرافیای تاریخ ایستاده ام. این صدای گریه امانم را بریده بود. تاکنون به یاد ندارم که زنی را "بی حجاب" دیده باشم در کوی و برزن. از زمانی که این طرح کذایی در حال اجرا شدن است ده ها و ده ها بار چه در خیابان ها و چه در عکس ها دیده ام که روسری از سر زنان افتاده است. خوب حبذا، چه موفقیتی! چه اتفاقات نیکویی! آیا واقعا برادران فقط مکلف به تکلیف اند یا به نتیجه کار هم می اندیشند؟ در کدام کهکشان سیر می کنند؟ چه در سر دارند؟ آیا واقعا تصور می کنند آن کسی را که به بدترین شکل ممکن تحقیر کرده اند، کتکش زده اند و اشکش را درآورده اند از فردا با طیب خاطر می رود و می نشیند و در مورد حجاب تامل می کند و در این زمینه دگرگون می شود؟! حاشا و کلا که چنین نیست! البته درکش هم چندان دشوار نیست. نمی دانم، فقط می دانم که دین فربه تر از ایدئولوژی است و آغاز مشکل نگاه های توجیه کننده همین "ایدئولوژی" است.
...ما به چشم ديده بوديم كه آن آدم خوشخلق و خوشمشرب هميشه، روز به روز خستهتر و بيحوصلهتر ميشود و ديگر تحمل ديدن مقالههاي پي در پي روزنامهها درباره انحراف و تخطي سردبير مجله سوره از اصول اسلام و انقلاب را ندارد. من كه هرگز عصبانيت و پرخاشگري و فحاشي از او نديده بودم، شاهد بودم كه وقتي مقاله «آقاي سردبير، كمي هم به خدا فكر كنيد» را در روزنامه جمهوري اسلامي ديد، روزنامه را برداشت و مدتي ايستاد مقاله را برانداز كرد، صورتاش كمي برافروخته شد و بعد توجهش به كاريكاتوري جلب شد كه در وسط مقاله چاپ شده بود و تصوير آدم شكمگندهاي را نشان ميداد كه با كراوات و ريش تراشيده و موهاي ژلزده و يك پيپ در گوشه دهان ايستاده بود وسط اتاقي و با لبخندي بر گوشه لب كه مثلاً نشانه تفرعن و تبختر بود، به سقف نگاه ميكرد. كاريكاتور را كه نگاه كرد، برگشت رو به ما و پرسيد: « حالا يعني چي؟ اين كاريكاتور را زير اين تيتر گذاشتهاند، يعني من اين شكليام؟» و بعد بي آن كه منتظر جواب ما بماند، روزنامه را بست و گذاشت روي ميز و گفت: «مرتيكه پفيوز»! اين اولين فحشي بود كه در تمام ايام از دهان او شنيدم و آنقدر برايم غيرمنتظره بود كه در همان لحظه فهميدم ظاهراً سردبير آرام و مؤدب ما آن قدر مورد آزار قرار گرفته كه از اين به بعد برافروخته شدن و از كوره در رفتناش غير عادي نخواهد بود...
***
با حسین معززی نیا از زمانی که مجله فیلم را می خوانم آشنا هستم. منتقد سینماست و قلم روانی دارد، اهل هوچی گری نیست و نوع نگاهش به سینما را خیلی می پسندم. او در ضمن داماد شهید آوینی هم هست و کارگردان "روایت راوی". این مطلب را در شماره اخیر ماهنامه دنیای تصویر نوشته است و بازتاب هم آن را منتشر کرده است. نکات خواندنی و جالب پیرامون شهید آوینی فراوان دارد. از آنجا که بازتاب فیلتر است می توانید کل مطلب را ادامه بخوانید.
ادامه مطلب
ايمانوئل كانت (1804-1724) بدون ترديد معروفترين و مهمترين فيلسوف مدرنيته است. بسياري از انديشههاي مدرنيته در انديشههاي كانت وجود دارند و ما براي شناخت غرب و مدرنيته چارهاي جز شناخت او نداريم. ژان فرانسوا ليوتار (1998-1925)، فيلسوف فرانسوي و نگارنده مانيفست پست مدرنيسم، جايي نوشته است: <نام كانت در آن واحد، آغاز و انجامي براي مدرنيته است و از آن جهت كه انجام مدرنيته است؛ آغازي براي پسامدرنيته.> مارتين هايدگر نيز گفته است: <كانت بر زندگي همه ما سايه افكنده است.>
همه اينها نشاندهنده اهميت فوقالعاده اوست و اينكه در ايران نيز او به متفكري بزرگ و تاثيرگذار تبديل شده است. به عقيده بسياري از متفكران ورود كانت به ايران با كتاب <سير حكمت در اروپا> به خامه ذكاءالملك فروغي صورت گرفته است و از همان زمان ميتوان شاهد تاثير او بر فضاي فكر و فلسفه ايران بود. منوچهر صانعي درهبيدي، سياوش جمادي و انشاءا... رحمتي به همين سبب به خبرگزاري مهر آمده بودند تا در نشست نقد و بررسي وضعيت فلسفه كانت در ايران شركت كنند. علاوه بر اين حسين كاجي دانشجوي دكتراي فلسفه هم ايشان را در اين نشست همراهي ميكرد. گزارشي از اين جلسه در پي ميآيد.
ادامه مطلب
اعتماد ملی: نمايشگاه كتاب فرانكفورت بزرگترين نمايشگاه كتاب در دنيا و يك بازار كتاب تمام عيار است كه سالانه اواسط اكتبر و در شهر فرانكفورت آلمان برپا ميشود. علاوه بر عرضه كتاب، نمايندگان شركتهاي انتشاراتي و رسانه اي از سراسر جهان به اين نمايشگاه ميآيند تا در مورد حقوق بينالمللي نشر و مسائل مختلف اين حوزه مذاكره و گفتگو كنند. نمايشگاه كتاب فرانكفورت توسط اتحاديه ناشران و كتابفروشان آلمان برگزار ميشود. اين بازار بزرگ كتاب مدعي است كه بزرگترين در دنياست. در طي پنج روز حدود 6700 ناشر آثار خود را عرضه ميكنند و بيشتر از 270000 نفر هم از آن بازديد به عمل ميآورند. به همين دليل متخصصان اين حوزه معتقدند كه اين نمايشگاه به طور قطع مهمترين نمايشگاه كتاب در دنيا براي مبادله بين المللي در حوزه كتاب و نشر ميباشد
ادامه مطلب
اعتماد ملی: رابطه نسبتا پايدار بين نهادها و عناصر اجتماعي را ساخت structure ميگويند. به عنوان مثال روابطي كه بين پدر و مادر و فرزندان در خانواده و بين رئيس و معاونان و كارمندان در يك اداره وجود دارد و به صورت پايدار تكرار ميشود به ساخت معروف است. اين ساختها وابسته به افراد نيستند و به صورت نسبتا پايدار وجود دارند.
رابرت مرتن جامعهشناس آمريكايي تعريف دقيقتر و علميتري از ساخت ارائه ميدهد. به عقيده او ساخت رابطه پايدار بين دو يا چند عنصر اجتماعي نظير موقعيت يا پايگاه اجتماعي است و كاركرد نيز نتيجه عيني چنين ساختاري است. مرتن به ديدگاه كاركردگرايي ساختاري علاقه زيادي داشت كه در ادامه در مورد آن نكاتي خواهد آمد.
ادامه مطلب
"نظريه هنجارگذار و آينده نظم جهاني" يكي از كتابهاي منتشر شده از مجموعه مفاهيم اساسي در روابط بينالملل است كه انتشارات راتلج آن را طبع كرده است. اين كتاب حاوي مقالات مهمي در عرصه روابط بينالملل در قرن بيستم است كه در طول پنجاه سال در اين حوزه به رشته تحرير درآمده است. اين مجموعه توسط آندرو لينكليتر كه از صاحبنظران اين حوزه است تدوين و ويرايش شده است.
دكتر حسين بشريه در كتاب "آموزش دانش سياسي" در تعريف روابط بينالملل مينويسد: <برخي نويسندگان عنوان روابط بينالملل را براي بررسي روابط سياسي ميان دولت در سطح بينالمللي به كار بردهاند و در واقع آن را با سياست بينالملل يكسان گرفتهاند. زيرا در عصر حاضر ملتها واحدهاي سياسي هستند، برخي ديگر روابط بينالملل را شامل سياست بينالملل، اقتصاد بينالملل، ارتباطات بينالملل و ... دانستهاند.> اما كيت وب رشته روابط بينالملل را بهعنوان رشتهاي تعريف ميكند كه <بنابر طبيعتش، برخي از مسائل بسيار مهم كه بشريت با آنها روبهرو است سروكار دارد>، حرفهاي كه بسياري از دانشوران با اين تمايل وارد آن ميشوند كه كاري درباره آن مسائل بكنند.
ادامه مطلب



