تبليغاتX
پارسی خوان
نوشتجات و عکس های سهام الدين بورقانی

ادامه عکس ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 22:30 | لینک  | 

به همين سادگي فيلم بسيار متيني است. شايد بسياري از ما دوست داشتيم كه ميركريمي بار ديگر فضاي <خيلي دور، خيلي نزديك> و يا <زير نور ماه> را برايمان تکرار كند. اما اينكه او خودش را محدود به موفقيت‌هاي پيشين نمي‌كند و هر بار خود را در معرض آزموني جديد قرار مي‌دهد جسارت او را در فيلمسازي نشان مي‌دهد، حتي اگر منتقدان بخواهند او را سرزنش كنند كه چرا به عقب بازگشته است. به هر روي هر فيلمسازي ممكن است در هر دوره‌اي دغدغه‌هاي خاص خودش را داشته باشد و دغدغه فيلم جديد رضا ميركريمي زني است درون خانواده‌اي از طبقه متوسط، يا بهتر بگويم نگراني‌هاي زني در خانواده. از آن دست زناني كه در نظر اول تصور مي‌كنيم هيچ مشكلي ندارند، همه چيز به كام است و اوضاع روبراه.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 8:45 | لینک  | 

                    

                     

<زند‌گي را فرصتي آن‌قدر نيست كه در آيينه به قدمت خويش بنگرد يا از لبخنده و اشك، يكي را سنجيده گزين كند> اما انگار در همين فرصت كوتاه و جانكاه هم مي‌توان چنان عاشقانه زيست كه جاودانگي رازش را با تو در ميان بگذارد. در كوچه‌پس‌كوچه‌هاي قديمي نظام‌آباد، خانه‌اي هست كه اين روزها در و ديوارهايش را با پارچه‌هاي سياه پوشانده‌اند.

خانواده بورقاني در غم از دست دادن احمد بورقاني سياه پوشيده‌اند. عزادارند اما با روي خوش و مهرباني ميهمان مي‌پذيرند و چنان صميمي و يكدل از روزگار شيرينشان با همسر و پدري كه امروز چهل روز از مرگ نابهنگامش مي‌گذرد حرف مي‌زنند كه گويي هرگز از ميانشان نرفته و مرگ، پايان ماجراي آنها نبوده. انگار كه مرگ، اسم كوچك زندگي است كه آنها اينچنين آرام و صبور بر زبان مي‌آورندش. فاطمه هادي و سه فرزندش، زهرا، كمال‌الدين و سهام‌الدين در اتاق ساده و فروتن پذيرايي نشسته‌اند. عكس احمد بورقاني در قابي بزرگ بالا‌ي سرشان است و در حاشيه آن نوشته شده: <عاش سعيدا و مات سعيدا.> دور تا دور اتاق را رديف كتاب‌هايي گرفته‌اند كه يادداشت‌ها و نشان‌هاي پدر خانه را در خود دارند. قرار است از احمد بورقاني بگوييم و سخت است كه خانواده‌اي تااين حد دلبسته هم سرزخمي كه هنوز خونابه‌چكان است را باز كنند اما بورقاني‌ها حقيقتا بازماندگان خلفي براي احمد بورقاني هستند كه يكسره طنازي و شيريني و < شعبده‌باز لبخند در شب‌كلا‌ه درد > بود. اين خانه مردي را از دست داده كه همه را مجاب مي‌كند بيش از آنكه از مرگش سخن بگويند از زندگي‌اش ياد كنند و خاطرات خوب با او بودن و از همين‌جاست كه گفت و گوي مفصل ما به جاي آنكه به رسم كليشه مرسوم ‌اندوهناك باشد، طربناك از آب در مي‌آيد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 17:43 | لینک  | 

ادامه عکس‌ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 18:6 | لینک  | 

احسان عابدی، سهام‌الدين بورقاني: می توان ماجرا را در یک عبارت خلاصه کرد: «پای نقد عقلی صرف چوبین است»، به خصوص آنجا که این نقد متوجه دین باشد!
دیدگاه احمد صدری دراین باره خیلی روشن است؛ اگرچه او خود را مرهون جریان روشنفکری دینی می داند، اما درعین حال، رویکرد جامعه شناسانه اش به قضایا باعث می شود موضعی متفاوت با فلاسفه این جریان داشته باشد؛ معتقد است که روشنفکران دین دار از اجتماع و مناسک جمعی غافلند و می گوید: «تجربه دین داری یک تجربه عقلی صرف نیست. دین داری مستلزم شراکت و عمل اجتماعی است».
دکتر احمد صدری، استاد دانشگاه لیک فارست شیکاگو چند ماه قبل به ایران بازگشت و همین بهانه ای شد برای گفت و گو با او. لابد می پرسید که چرا فاصله بین انجام این گفت و گو و انتشار آن این قدر طولانی شده است. این هم برای خود ماجرایی دارد که شرح آن مایه عبرت آیندگان است! دکتر صدری می خواست که قبل از انتشار این گفت و گو نگاهی به آن بیندازد. متن را تنظیم و ایمیل کردیم، به خیال این که دستشان رسیده است، اما مدت ها گذشت و هیچ خبری از آن نشد. از طرفی هم فکر می کردیم که سرشان شلوغ است و خجالت می کشیدیم که به روی ایشان بیاوریم تا عاقبت دل به دریا زدیم و سراغ گفت وگو را گرفتیم. تازه متوجه شدیم که متن به دستشان نرسیده است و... بگذریم! سال خوبی داشته باشید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 12:21 | لینک  | 

تمام مطالب و نوشته هایی که در مورد زنده یاد احمد بورقانی در سایت ها و روزنامه ها منتشر شده است را می توانید در این سایت ملاحظه کنید.

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 12:49 | لینک  | 

ادامه عكس‌ها در باران

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 10:57 | لینک  |