
سمينار دين و مدرنيته عصر پنجشنبه مكان هماوردي دو فيلسوف مسلمان مدرن و سنتگرا شد كه هيچيك امكان شركت در سمينار را نيافتند اما مكتوبات ايشان كه در متن و حاشيهبه سمع و نظر حاضران رسيد حكايت از آن داشت كه داستان سنت و مدرنيسم ماجرايي است پر كشش، پر جدال و دامنه دار. پيش از كنفرانس دكتر حسين نصر، رئيس سابق انجمن سلطنتي فلسفه كه سالها است در دانشگاه واشينگتن به درس و بحث مشغول است در گفتوگويي مطبوعاتي روشنفكران ديني و دانشمندان انديشهپرداز و جريانساز ايران را روشنفكراني نيمه متجدد خوانده بود كه در فكرشان اصالتي وجود ندارد و بيشتر تسليم تفكر دينزدايي غرب جديدند و خود نيز دانشي عميق به خود فرهنگ غرب ندارند.
در انتهاي سخنان خود نيز مدعي شده بود كه اينان مانند اسلاف متجدد خود از محمد عبده گرفته به بعد، تاثيري در آينده اسلام نخواهند داشت و البته در باب آقايان كديور و مجتهد شبستري احتياطهايي به خرج داده بود. به همين خاطر دكتر عبدالكريم سروش كه در دو دهه اخير جريان انديشهورزي در ايران را با ايدهها و نظراتش متاثر ساخته در مقام پاسخگويي برآمد. سروش كه به علت برخي تهديدها از حضور در سمينار بازمانده بود، در مقالهاي كه توسط فرزندش قرائت شد، نوشت بر او آشكار است كه تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسيحيت و يهوديت نخواهد بود. يعني برخلاف پندار و كوشش سنتگرايان كه رجعتي خام و ناممكن به گذشته را خواستارند و البته آن را در جامهاي از الفاظ پرطمطراق ميپوشانند و سر حلقه آنان كه روزگاري از دفتر فرح پهلوي با تلسكوپ اشراق به دنبال امر قدسي در آسمان حكمت خالده ميگشت و اينك پرمدعاتر از هميشه به مدد مداحان و شاگردان ديرين خود به ميدان آوازه جويي پا نهاده است. آري برخلاف پندار اين سنتگرايان و ساكنان حجرههاي تحجر اگر اسلام سنتي متوازن جهان معرفت و فضيلت را ساماني خردپسند ندهد گرفتار سنتپرستان و هويت گرايان بيمعرفت و بيحقيقتي خواهد شد كه با بنيادگرايي كور دمار از روزگار حقيقت برخواهند آورد. و سروش اين همه را از آنرو گفت كه سنت و مدرنيته را دو مغالطه بزرگ دوران ميداند كه اين هيچكدام هويتي واحد نيستند.
