تبليغاتX
پارسی خوان - عید قربان مبارک
نوشتجات و عکس های سهام الدين بورقانی

 

...چون توی اون کتاب... ببینین، من می خواستم ببینم چرا ابراهیم پدر ایمانه؟ می خواستم به عشق ابراهیم به اسماعیل پی ببرم. می خواستم ببینم آیا واقعا ابراهیم از فرط عشق و ایمان خواسته اسماعیل رو بکشه؟ اسماعیل، پسرشو، بزرگ ترین عزیزشو، عشقشو. آخه این یعنی چی، خانم سلیمانی؟ به دست خودش سر پسر خودشو ببره؟ خب ابراهیم می تونست نره. می تونست بگه نه. توی اون چهار روزی که تو راه بود. اما رفت و اسماعیل رو زد زمین. گفت همینه همینه همینه، امر خداست و کارد و کشید.

هامون با چهره ای برافروخته ادای کارد کشیدن را درمی آورد.

مادر مهشید: فاطمه خانم، فاطمه خانم... اون شربت منو با یه لیوان آب وردار بیار.

هامون: ببخشید...

به خودش می آید و به گوشه اتاق می رود و با خودش حرف می زند.

هامون: آدم باید مثل ابراهیم باشه. آدم باید بتونه عزیزترین کس اش رو از بین ببره، تا شاید دو مرتبه بتونه اون رو به دست بیاره...

 تکه هایی از فیلمنامه هامون، نوشته داریوش مهرجویی

 

عید قربان عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

عید سعید قربان بر همه دوستان مبارک باد

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 22:44 | لینک  |