تبليغاتX
پارسی خوان - روابط بین الملل، نظم و چند مساله دیگر
نوشتجات و عکس های سهام الدين بورقانی

رشته روابط بين‌الملل از دل تأملا‌ت مربوط به جامعه سياسي و از دل تمايل به اثرگذاري بر سياست، يا بهبود بخشيدن شيوه اعمال سياست سربرآورد. ‌

اين رشته به‌عنوان يك رشته انگليسي - آمريكايي عمدتا تحت سلطه واقعگرايي (Realism و گونه نوواقعگرايانه (‌Neo realism ) آن بوده است. واقعگرايي براساس نگرشي اثباتي مبتني بوده است. تفاوت اثبات‌گرايي با واقعگرايي فقط تفاوتي روش‌شناختي بوده است. اثبات‌گرايان صرفا در پي عملي‌تر كردن واقعگرايي با استفاده از فنون كمي بوده‌اند. البته در اين ميان دو سنت اثبات‌گرايي و تاريخ‌گرايي هم از گذشته رو در روي يكديگر قرار داشته‌اند. ‌

اثبات‌گرايان معتقدند انسان باتجربه‌اي <بي‌طرفانه> مي‌تواند به دانشي ناب و عيني از واقعيت دست يابد، حال آنكه از نظر تاريخ‌گرايان دانش انسان همواره به موقعيت تاريخي او وابسته است و انسان نمي‌تواند از موضعي خارج از تاريخ به واقعيت بنگرد. اثبات‌گرايان قوانين عام و جهانشمول را جست‌وجو مي‌كنند اما تاريخ‌گرايان با تكيه بر تاريخمندي هستي انسان، هرگونه قانون عام و كلي را رد مي‌كنند. البته ناگفته نماند كه در دو سه دهه اخير در رشته روابط بين‌الملل اقتدار اثبات‌گرايي در هم شكسته شده و نوعي آشفتگي نظري براين رشته حاكم شده است هر چند به عقيده برخي اكنون تاريخ‌گرايي بر تخت نشسته است.

مساله مهم ديگر در سياست و روابط بين‌الملل <نظم> است. در پژوهش سياسي مساله نظم يكي از كهن‌ترين و بحث‌انگيزترين موضوع‌ها بوده است و همواره نظم را در سياست، فلسفه و ... مضموني هميشگي و بحث‌انگيز مي‌دانستند و ريمون آمرون يكي از چند صاحبنظري است كه بيرون از بريتانيا و ايالا‌ت متحده آمريكا زندگي مي‌كرده و تاثير عميقي بر رشته روابط بين‌الملل گذاشته است. او صاحبنظري بود، كه در زمينه‌هاي مختلف (جامعه‌شناسي، علوم سياسي، فلسفه و همين‌طور روابط بين‌الملل) كار مي‌كرد.

در عين‌حال ناظري متعهد، روشنفكري مردمي و مفسري سياسي بود. (سال‌ها در روزنامه فيگارو ستوني سياسي داشت.) وي پنج معناي محتمل براي نظم در سياست قائل بود. به زعم او دو تا از اين معناها كاملا‌ توصيفي هستند( نظم به معناي هرگونه سروسامان دادن به واقعيات، نظم به معناي رابطه بين بخش‌هايي از آن واقعيات) يكي از آنها كاملا‌ جنبه هنجاري دارد (نظم به معناي شرايط زندگي خوب) آن دو معناي ديگر با هم تركيب شده‌اند و بنابر اصطلا‌حي كه خود آرون به كار مي‌گيرد تحليلي هستند- يعني تا حدودي هنجارگذار، تا حدودي توصيفي (نظم به معناي حداقل شرايط لا‌زم براي زندگي، نظم به معناي حداقل شرايط لا‌زم براي همزيستي.) ديدگاه آرون اين است كه دو مورد آخري و بويژه شرايط لا‌زم براي همزيستي براي سياست جهاني معاصر از همه سودمندتر است. بنابراين طبق نظر آرون نظم بايد هر دو خاصيت را دارا باشد و هم هنجارگذار و هم توضيح دهنده باشد. ‌

به كتاب برگرديم، <نظريه هنجارگذار و آينده نظم جهاني> شامل ده مقاله است كه مقاله‌هاي ويليام والا‌س، كن بوت و استيو اسميت در اين باره هستند كه آيا نظريه روابط بين‌الملل براي حل مسائل سياسي موجود كه سياستگذاران با آنها روبه‌رو هستند كمك تيزهوشانه مي‌كند يا نه؟ هدلي بول، ديويد هلد، جيمز بومن، يورگن هابرماس، كريس براون، اندروهرل، رابرت گودين، كارول و روي پيتمن از ديگر كساني هستند كه مقاله‌هايشان در كتاب آمده است. ‌

همان‌طور كه گفته شد آندرو لينكليتر ويراستار متن اصلي، از ميان هزاران مقاله اقدام به پالا‌يش مطالب نموده و معتبرترين آنها را براي اين كتاب برگزيده است. ‌

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 0:22 | لینک  |