تبليغاتX
پارسی خوان - آمريكا را آنگونه كه هست،ببينيد
نوشتجات و عکس های سهام الدين بورقانی

طرح تحقيقاتي شما كه در كتاب اخيرتان هم مفصل در باره آن بحث شده است يكي از بزرگترين مطالعاتي است كه پيرامون زندگي نوجوانان آمريكايي انجام شده است. فكر مي‌كنيد به چه دليل اين مطالعه در گذشته جذابيتي براي جامعه شناسان نداشته است و چرا براي شما اينقدر جالب بود كه سال‌هاي زيادي از زندگي تان را صرف آن كرديد؟ ‌

 

 

در كل مي‌توانم بگويم كه پرستيژ دانشگاهي و نوع نگاه دانشگاهيان در يكي دو دهه اخير گرايش به ناديده انگاشتن جنبه‌هاي مذهبي زندگي داشته است. تئوري قديمي سكولا‌ريزاسيون كه مرگ مذهب را پيش بيني كرده بود و همچنين ظهور مدرنيته احتمالا‌ ربطي به اين قضيه دارند. به همين خاطر هيچ گاه طرح جدياي براي اينكه نگاهي به زندگي مذهبي نوجوانان انداخته شود آغاز نشده است. محققان آمريكايي در حوزه دين بيشتر به مطالعات ديني مربوط به بزرگسالا‌ن و جنبش‌ها و سازمان‌هاي ديني علا‌قه نشان داده‌اند. شايد به اين دليل كه مطالعه نوجوانان براي آنها خيلي جدي شمرده نمي‌شد و اهميت چنداني نداشت. به هر حال حوالي سال 2000 من در حال فكركردن در مورد پروژه تحقيقاتي‌ام بودم. به نظر مي‌آمد كه اين طرح بسيار جالب، بالقوه مهم و به طور حتم بكر است. موسسه <لي لي> هم به اندازه كافي بخشنده بود تا هزينه تحقيقاتي قابل ملا‌حظه‌اي را به ما بدهد تا كارمان را شروع كنيم. ‌

 

 

شما گفت‌وگوهاي زيادي را با نوجوانان مسيحي طي سال‌هاي اخير داشته ايد. آيا نكته‌اي در اين ميان وجود داشته است كه بتوان گفت خلا‌صه تحقيق است و حرف اصلي است؟

 

 

قصه جوانان و مذهب در اين تحقيق كمي پيچيده است. بنابراين هيچ نوجواني وجود ندارد كه باعث مجسم شدن يافته‌هاي بزرگتر ما شود. اما تعداد كمي هم هستند كه موضوعات كليدي را كه ما دائما آنها را مي‌شنويم بيان مي‌كنند. ‌

 

 

يك جامعه شناس چگونه ميزان دينداري يك نوجوان را تعيين مي‌كند؟

 

 

ما بسياري از ابزار سنجش استاندارد از قبيل باورهاي مذهبي، حضور در كليسا، اهميت و اعتبار ايمان و تجربه‌هاي ديني را به خدمت گرفتيم. اين پيمايش ملي شامل تعداد زيادي سوالا‌ت مذهبي مي‌شد و به همين سبب ما را قادر مي‌ساخت تا از زاويه‌هاي مختلف به دين نظر بيفكنيم و از موقعيت‌هاي گوناگون پرسش‌هايمان را مطرح كنيم. البته اين نوع اندازه گيري‌هاي جامعه شناختي هيچ وقت موقعيت معنوي واقعي و صحيح شخص را براي ما روشن نمي‌كند. قابل استفاده‌اند اما در واقع معيارهاي اندازه‌اي دروني هستند كه به سختي به صورت مستقيم قابل دسترسي هستند.

 

‌ شما به اين نتيجه رسيده‌ايد كه برخلا‌ف آنچه كه اكثرا نوشته مي‌شود، نوجوانان آمريكايي به طور خاص تحت تاثير فرهنگ پست مدرن-پلوراليستي نيستند، ادعا نمي‌كنند كه نه معنوي‌اند و نه مذهبي. اگر قشر جوان واقعا به طور سنتي مذهبي‌اند گمان مي‌كنيد براي چه اكثر ما اين ادراك غلط را داريم؟

 

 

سوال خوبي است. اين نگاه به نظر مي‌رسد كه تاثير بزرگي بر روي بسياري از مشاهده كنندگان گذاشته است. شايد اين تا حدي به دليل مشكل نمونه گيري باشد: روزنامه نگاران، نويسندگان كتاب و ديگر مفسران ديني عموما داستان‌ها و آثارشان را بر روي گروه‌هاي كوچك <آسان نمونه گيري شده> نوجوانان استوار مي‌كنند كه نمايانگر همه آنها نيست. همچنين مشاهده من اين است كه بسياري از شاغلا‌ن وزارت جوانان و نيز متفكران به طور صحيح در تلا‌شند تا توجه ديگران را به خود جلب كنند و در آنچه كه آنها خودشان دوست دارند زندگي شان را در آن جاري كنند سرمايه گذاري كنند و داستان‌هايي درباره تغيير عظيم پست مدرن و در جست‌وجوي معنويت بودن نوجوان بيشتر به واقعيت نزديك است تا اينكه پيروي از سنت‌ها توسط نوجوانان را قبول داشته باشيم. برخي نويسندگان يك علا‌قه شخصي دارند درباره اين تغيير اجتماعي در ميان نوجوانان، و در اين ميان فقط به توضيح دادن اين فرهنگ <معنوي و نه مذهبي> بسنده نمي‌كنند بلكه آن را ترويج مي‌كنند و از آن دفاع مي‌كنند. اين وظيفه جامعه شناس است تا واقعيت اجتماعي را تا جايي كه ممكن است بيان كند، هرچند كه يافته‌هايش خسته كننده باشد و مطابق سليقه روز هم نباشد. ‌

 

 

با اين همه، يافته‌هايي كه در كتاب شما آمده‌اند هم خبر خوب است و هم بد. بگذاريد با خبر خوب شروع كنم. شما گزارش داده‌ايد كه خيلي از نوجوانان آمريكايي مذهبي‌اند. در واقع اكثريت آنها هم مسيحي هستند. آيا اين امر در تناقض با بسياري از چيزهايي كه ما در روزنامه‌ها مي‌خوانيم، از ديگر رسانه‌ها مي‌شنويم و به خصوص در ‌MTV به تصوير كشيده مي‌شود نيست؟ اشاره كرده‌ايد كه نيروهاي ايدئولوژيكي در آمريكا در كارند كه مردم را فريب مي‌دهند تا پلوراليسم مذهبي را كه در ايالا‌ت متحده وجود دارد اغراق شده نشان دهند.

 

 

بله، بسياري از آمريكايي‌ها تصور مي‌كنند كه ايالا‌ت متحده بيش از آنچه كه هست به لحاظ مذهبي پلورال است. به عنوان مثال برخي از دانشجويان من گمان مي‌كنند كه 25درصد آمريكايي‌ها يهودي‌اند و وقتي به آنها گفتم كه رقم واقعي2 درصد است مرا مبهوت نگاه مي‌كردند و متحير شدند. ‌ برخي محققين كه به طور آشكار دوست دارند نه تنها پلوراليسم مذهبي را توصيف و تبيين كنند بلكه آن را رواج هم بدهند، قضيه تفاوت مذهبي را پيش مي‌كشند كه واقعا خيلي دقيق هم نيست. مذهب‌هايي كه در اقليت قرار دارند داراي اهميت فرهنگي هستند و بر روي تعدادشان تاثير غيرمتجانس دارند. اما وقتي كه رقم‌ها به واقعيت نزديك مي‌شوند بخش وسيعي از آمريكايي‌ها كه شامل نوجوانان هم مي‌شوند، مسيحي اند، چه آنهايي كه فقط اسما مسيحي‌اند و چه آنهايي كه تحقيقي.

 

نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 18:54 | لینک  |