می خواستم زودتر از اینها در مورد صحبت های اخیر جواد شمقدری پیرامون سینمای ایران بنویسم اما اشتغال به امتحانات مانع شد. برادر شمقدری هم از عجایب روزگار ماست. تصور کنید او مشاور هنری رئیس جمهور است و هم کارگردان، اما در گفتگویی با بانی فیلم (۲۲ خرداد) از حذف سینمای ایران سخن می گوید! سخنان مشعشعی چون: "سينماي ايران در بهترين حالتش يكهفتم مخاطب را داراست و حدود 80 درصد از ايرانيها مخاطب سينما نيستند يعني با سينماي ايران رابطه ندارند، بنابراين 20 درصد مخاطب داريم و ميتوانيم مثل خيلي از كشورها سينما را حذف كنيم.

درست مثل 140 كشوري كه اصلا سينما را از سبد زندگي مردمشان حذف كردهاند و برنامه خود را از طريق تلويزيون پيگيري ميكنند..." این نوع سخن گفتن عین پاک کردن صورت مساله است. خوب درست است که سینمای ایران مخاطب کم دارد، بحران فراوان دارد، معضل قاچاق فیلم وجود دارد و الخ، اما آیا راهش حذف سینماست؟ یعنی راحت ترین کار ممکن. یعنی چه؟ یعنی اینکه باید بیایی از اول شروع کنی. از سینما بگویی و از فواید و تاثیراتش.
هرچند در این میان خود سینماگران هم قطعا بی تقصیر نیستند اما حرف هایی از این قبیل فقط باعث بیشتر شدن اصطکاک خواهد شد و مساله ای را حل نخواهد کرد. شمقدری اما دور روز پیش با خبر گزاری فارس مصاحبه ای کرده است و واکنش برخی اهالی سینما را نسبت به اظهاراتش عوامانه خوانده است و همچنین گفته: "سينماي انقلاب اسلامي يكي از ابزارهاي اساسي احياي تمدن جديد اسلامي است." او دیگران را متهم کرد که حرف هایش را درست متوجه نشده اند و منظور او حذف آدم های مزاحم از سینما بوده است. البته امیدواریم همین گونه باشد که او می گوید. اما اگر نگاهی به حرفهایش در اینجا بیندازید خواهید دید که اتفاقا منظور او در بسیاری از موارد کاملا روشن است.
