بالاخره "شهريار" هم به سيما رسيد. سريال شهريار به كارگرداني كمال تبريزي از جمعه هفته گذشته به روي آنتن رفت تا پس از حدود 3 سال تلاش گروه توليدكننده اين مجموعه بتوانيم زندگي فردي و اجتماعي محمدحسين بهجت تبريزي را در قاب تلويزيون ببينيم. شهريار در سال 1285 هجري شمسي در روستاي خشكناب در بخش قره چمن آذربايجان متولد شد.
پدرش حاجي مير آقا خشكنابي و از وكلاي مبرز و مردي فاضل و خوش مشرب و از خوشنويسان دوره خود و مومن و متقي بود. او در اوايل شاعري بهجت تخلص ميكرد و بعدا دوباره با فال حافظ تخلص خواست كه دوبيت شاهد از ديوان آمد و از آن پس "شهريار" را تخلص خود كرد. تحصيلاتش را در مدرسه متحده و فيوضات و متوسطه تبريز و دارالفنون تهران گذراند و تا كلاس آخر مدرسه طب تحصيل كرد و به مدارج بالايي دست يافت ولي در سالهاي آخر تحصيل اين رشته، دست تقدير او را به دام عشقي نافرجام گرفتار ساخت و اين سرآغاز دگرگوني او بود؛ تا آنجا كه اين تحولات دروني سبب شد تا به معنويت ويژهاي برسد. از بند علائق رست و در سلك صاحبدلان درآمد و سرودههايش رنگ و بوي ديگر يافت.
علاوه بر اينها شهريار در دورهاي ويژه از تاريخ معاصر ما زيسته است و همين باعث ميشود تا بر جذابيتهاي اين مجموعه تاريخي افزوده شود. البته از اين طرف و آن طرف به گوش ميرسيد كه در همين قسمت اول، كارگردان خيلي به مسائل تاريخي توجهي نشان نداده است اما به نظر ميرسد براي قضاوت خيلي نبايد تعجيل كرد. در همين قسمت اول هم او بسيار جزئي مساله مشروطه را مطرح كرد كه به نظر كفايت ميكند. ضمن اينكه در خبرهاي پيش از توليد فيلم هم آمده بود كه بازيگراني در نقشهاي مدرس، محمد خياباني، ملكالشعراي بهار، ميرزاده عشقي، نيما يوشيج، ستارخان و...جلوي دوربين رفتهاند و همين نشان ميدهد كه بايد منتظر بمانيم و از بابت نگاه تاريخي نگراني به خود راه ندهيم.
قسمت اول سريال تلويزيوني "شهريار" شروع خوبي براي اين مجموعه بود و نشان داد كه تبريزي كمافيالسابق قصه را به نيكويي پيش ميبرد و از تمام عناصر داستان در جاي خود استفاده ميكند تا مخاطب را با خود همراه كند.اما اين بحث لهجه در فيلمها و سريالها تمام شدني نيست و در مورد <شهريار> هم صادق است. بازيگران نقش پدر و مادر شهريار اوايل فيلم به زبان آذري صحبت ميكردند و براي آن زيرنويس فارسي هم گذاشته بودند، اما ناگهان از ياد ميبردند و لهجهشان فارسي ميشد. اگر قرار بر آذري صحبت كردن است بهتر بود كه تا آخر مجموعه همين روال ادامه پيدا ميكرد و از زيرنويس استفاده ميشد. والا وقتي مجموعهاي تلويزيوني از شبكه سراسري در حال پخش است و فارسي هم زبان رسمي، بهتر نيست ديالوگها همان فارسي باشند و نهايتا آهنگي آذري چاشني آن شود؟ در هر صورت باز هم بايد منتظر ماند و قسمتهاي بعدي را ديد، شايد ايراداتي از اين قبيل در قسمتهاي آتي رفع شوند. توجه نشان دادن به شخصيتهايي نظير شهريار و پرداختن به زواياي گوناگون زندگي آنها را بايد ارج گذاشت و اميدواريم راه براي ورود ديگر شخصيتهاي بي نظير كشورمان به سيما باز شود.
