گفتگو با حاج ماشاءالله عابدي، ذاكر اهل بيت (ع)
مداحي، هديه اي الهي
شب هاي جمعه كه از ابتداي اتوبان آهنگ عبور كنيد، مسجدي هست كه اگر چند لحظه اي در برابر آن اين پا و اين پا كنيد رفت و آمد پر شور و شوق مردمي را خواهيد ديد كه براي خواندن دعاي كميل آمده اند؛ و صد البته وقتي فرازهايي از دعاي زيبا و دلنشين كميل، با صداي خوش حاج ماشاءالله عابدي همراه شود، زيبايي دوچندان مي شود. وقتي كه وارد صحن مسجد الشهدا شويد هرقدر هم كه بگرديد حاج ماشاءالله را نخواهيد يافت. همواره گوشه اي مي نشيند و با صداي محزون و آرامَش دعا را مي خواند بي آنكه ذره اي در فكر مطرح شدن باشد. او سال ها مدير مدرسه بوده است و اكنون بازنشسته. شاگرد فراوان دارد و مشهورترينشان حاج مهدي سماواتي است. با او گفتگويي درباره مداحي و مسائل مختلف پيرامون آن انجام داده ايم كه در ادامه مي آيد:
-چه شد كه شما به سمت مداحي رفتيد و به عبارتي چه امري سبب شد تا شما نسبت به مداحي علاقه پيدا كنيد؟
مداحي و مداح شدن در اصل و در واقع هديه اي الهي است. اگر نگوييم كه همه صوت و خواندن از جانب خداوند است اما بيشتر آن ارثي است. پدر بنده هم صداي خوبي داشت اگرچه سواد چنداني هم نداشت ولي مي خواند و دوست داشت كه ما هم بخوانيم. من هم از همان طفوليت همراه پدرم مي خواندم اگرچه مرحوم پدرم رسما مداح نبود ولي بيشتر روضه و توسل و اموري از اين قبيل را دوست مي داشت. در منزلش همواره مراسم روضه برپا مي كرد و همان روضه ها و دعاهايي كه پدر و مادرم در حق من كردند سبب شد تا من هم از همان دوران كودكي در اين وادي وارد شوم. رفته رفته رسميت بيشتري پيدا كرد؛ جلساتي تشكيل شد و در آن جلسات خواندن من كم كم نضج گرفت و گسترش پيدا كرد.
-حدودا از چه زماني شروع به خواندن كرديد؟
زمان دقيق آن را به خاطر ندارم اما اوايل سال هاي تحصيلم هميشه به قران خواندن در مدرسه و اجراي مراسم مذهبي مختلف علاقه داشتم و مداحي را از سال اول دبيرستان (آن زمان) آغاز كردم. مي توانم بگويم كه مداحي از آن زمان برايم جدي شد. به لطف خدا صدايم جذابيتي هم داشت و سبب شد تا دامنه اش بيشتر شود.
-مداح و ذاكر اهل بيت علاوه بر صداي خوب بايد چه ويژگي هاي ديگري داشته باشد؟ خيلي از بزرگان از معرفت، به عنوان جزء جدانشدني اين امر ياد مي كنند و معتقدند تنها صوت نيكو داشتن كفايت نمي كند. شما چه عقيده اي داريد؟
به هر جهت تصور مي كنم عامل اصلي لطف و عنايت خداوند است. حالا براي اينكه اين عنايت خداوند را نگه داريم چيزهايي لازم است. خدا گاهي به انسان نعمت مي دهد اما به واسطه يك ناسپاسي نعمت را سلب مي كند. مهم اين است كه انسان چقدر مي توان از نعمتي كه به او عطا شده نگهداري كند. نگهداري هر نعمتي هم متناسب با خودش است. مثلا نعمت مداحي اهل بيت نگهداري اش به اين است كه در اين راه انسان در حد توانش قدم بردارد. لازمه اين قدم برداشتن هم اين است كه به شناخت دست پيدا كند. يعني بداند براي كه مي خواند، تصنعي نباشد، اول از همه خواندن بر خودش تاثيرگذار باشد و بعد بر مستمعين اثر كند و به هرجهت قدم هاي بلندي در اين وادي بايد بردارد تاهم بتواند گسترشش دهد و هم بتواند خودش را هم دراين عرصه نگاه دارد و بماند. اگر اين قدم ها را برندارد به مرور زمان حذف مي شود. مثل خيلي كساني كه در برهه اي مداحي مي كردند و بعد هم كم كم كنار گذاشته شدند و يا اينكه خودشان كنار كشيدند. يك دليلش مي تواند همين هايي باشد كه عرض كردم. بنابراين لازمه مداحي اين است كه آن كسي را كه مي خواهيم مدح كنيم بشناسيم و لازمه شناخت هم تحقيق و مطالعه و استفاده از دانش علما و بزرگان و نفس اهل نفس است.
-اگر بخواهيم يك بررسي جزئي داشته باشيم، شما فضاي مداحي را اصولا چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا در مجموع آن را قابل قبول مي دانيد و چه مشكلات و آفاتي متوجه آن است؟
بعد از انقلاب تغيير و تحولات جدي در مداحي رخ داده است. تا قبلا از آن نوع خاصي از مداحي وجود داشت و اينكه دامنه اش به اين وسعت نبود و گرايش افراد به اين وادي به اندازه امروز نبوده است و اين از بركات انقلاب اسلامي و از بركات نفس امام راحل و مقام معظم رهبري است كه الان گرايش جوانان به جلسات مذهبي و مداحي خيلي زياد شده است و اين امر خيلي خوبي است و قابل تقدير. اما وقتي دامنه آن وسيع شد طبيعتا يك سري آفت هايي هم گريبانگير آن مي شود. قبل از انقلاب هم دامنه حضور مردم خيلي تنگ تر بود و هم مداح ها از جهت كميت و تعداد خيلي كم بودند. گاهي يك مداح چندين جلسه را در تهران مي گرداند. جلسه اي را مي رفت و راه مي انداخت و همين طور به جلسات مختلف سر مي زد. مثال ديگر اينكه در تاسوعا و عاشورا يك مداح اصطلاحا چند دسته را به بازار مي برد و به هيات هاي مختلف مي رفت و آنها را راه مي انداخت. خلاصه اينكه مداح كم بود و جوانان هم گرايش كمتري داشتند. بعد از انقلاب به خصوص بعد از جنگ مداحي بسيار گسترش يافت. دفاع مقدس و جبهه ها خيلي كمك به بسط وگسترش مداحي كرد و زمينه آن بسيار فراهم بود. بعد هم كه جنگ تمام شد آن خصوصيات به شهرها و خانه ها و مدارس انتقال پيداكرد. البته آفت هايي هم گريبانش را گرفت كه الان هم قابل مشاهده اند. در عين جنبه هاي مثبتي كه بعد از انقلاب فراوان برايش ايجاد شده جنبه هاي منفي هم زياد پيش آمده كه مقدار زيادي ازآن طبيعي است. مقدار ديگر هم به اين دليل است كه به هر جهت جوانان نوپا با يك جمعيت كثير مواجه شدند و بالاخره حفط كردن خودشان در اين جمعيت كار آساني نيست. اين است كه گاهي باب ميل جمعيت و باب ميل افرادي خاص كارهايي مي كنند و برنامه هايي اجرا مي كنند كه بعضا هم مغاير با دستورات شرع مقدس است. اينها برخي از آفات است كه فعلا اگر وارد جزئيات نشويم بهتر است.

-كمي هم در مورد جبهه و جنگ صحبت كنيم. شما چه مدت در جبهه حضور داشتيد، آيا آنجا هم مداحي مي كرديد؟
كم و بيش بودم. بله در جبهه هم مي خواندم.
-فضاي جبهه چطور بود؟ مداحي در جبهه چه تاثيراتي داشت؟ بخش مهم آن بالاخره در مورد اهل بيت و ائمه است اما در فضاي جنگ حال و هواي ديگري هم پيدا مي كند و نوع اثربخشي آن اندكي تفاوت پيدا مي كند. در اين مورد چه مي توانيد بگوييد؟
البته اين امر مسلم است كه در جنگ، جبهه حق يعني به اصطلاح ياران امام راحل را امام حسين (ع) گرم كرد و نگاه داشت. تقريبا اين محبت امام حسين (ع) هم فطرتا در نهاد همه ايرانيان بود. نه اينكه يك مداحي آمده باشد و اين محبت امام حسين (ع) را تلقين كرده باشد، بلكه خواندن مداحان در جبهه ها بيشتر ترويج و تهييج اين فطرت بود و به اصطلاح رنگ و روغن دادن به اين خصوصيات بود. بنابراين آن آمادگي را جوانان و رزمندگان در جبهه ها داشتند، عشق وعلاقه به امام حسين (ع) و ... اصلا فداكاري هاي امام حسين (ع) و ياران او در عاشورا باعث شده بود تا رزمندگان اين چنين فداكاري كنند. مداحان هم با خواندشان و با اشعارشان اينها را تهييج و تحريك مي كردند و دامنه اين كار را وسعت مي دادند و بسيار موثر بودند، به خصوص آن زمان يكي از عوامل موثر در جبهه ها همين خواندن امثال آقاي آهنگران بود كه واقعا خواندن هاي قبل از حمله ايشان عاملي مي شد تا رزمندگان با قوت و قدرتي فوق العاده به نبرد با دشمن بپردازند. سعي شان اين بود كه قدم بر جاي پاي حضرت علي اكبر (ع) بگذارند و آن كاري را كنند كه ياران امام حسين (ع)در عاشورا كردند، حداقل كاري شبيه به آن. و اين از كارهاي مهم مداح ها در زمان جنگ بود و اصولا مداحان در دوران دفاع مقدس قدم هاي مهم و موثري برداشتند.
-هر مومن و مسلماني بالاخره تا حدودي قدر و منزلت امام حسين (ع) را درك مي كند. منتها مي خواستم در مورد اينكه چرا در اكثر اوقات به هنگام مداحي اهل بيت (ع) گريزي به كربلا و امام حسين (ع) و واقعه عاشورا زده مي شود سوال كنم. به سخن ديگر ذكر امام حسين (ع) همواره برقرار است و حتي در مراسمي كه به مناسبت ولادت يكي از ائمه برپاست به امام حسين (ع) پرداخته مي شود.
اين خواسته خود ائمه است. يعني در واقع مروج برنامه هاي عزاداري به خصوص امام حسين (ع) خود ائمه بوده اند. به عنوان مثال امام رضا(ع) مي فرمايد اول محرم كه مي شد پدرم آن روز را محزون بود. روز دوم محرم محزون تر، و به همين ترتيب هر روز روز محزون تر از روز قبل تا اينكه روز عاشورا را روز عزا قرار مي داد. نكته ديگر اينكه ائمه گاهي از شعرا دعوت مي كردند. معمولا در آن زمان همان كسي كه شعر مي گفت همو هم شعر را مي خواند. حالا الان عده اي شعر مي گويند و عده اي ديگر مي خوانند. اما آن زمان امامان از شعرا مي خواستند كه شعر را بخوانند، و آنها هم مي خواندند و گريه مي كردند و گاهي هم پرده اي مي آويختند و آن طرف خانم ها مي نشستند و گريه مي كردند. اينها نشان مي دهد كه اين كار بسيار با فضيلت است و خودشان هم اذعان كرده اند كه گريه بر امام حسين (ع) و يا حتي كسي كه شبيه به گريه كنندگان مي شود اهل بهشت خواهد شد، اگر شعري در مورد اهل بيت بگويد در مقابل هر بيتش بيتي در بهشت به او داده خواهد شد و ... بنابراين درواقع مشوق و مروج خود ائمه و به يك معنا خود خدا بوده است. چون به هر حال كلام ائمه و پيغمبر خود خداست و آنها دامنه اش را وسيع كرده اند، آنها خواسته اند كه مردم در خانه امام حسين (ع) بروند. امام رضا به ريّان بن شبيب فرمود كه هروقت خواستي گريه كني براي امام حسين (ع) گريه كن. خودشان اين دستور را داده اند و خودشان اين چنين مي پسندند. خودشان هم وقتي مي نشستند و مي خواستند مجلسي برگزار كنند براي امام حسين (ع) برگزار مي كردند و براي او گريه مي كردند. و ان نكته كه خود امام زمان (عج) هم در محافل و مجالس مختلف براي امام حسين (ع) گريه كرده است و مي كند.
-اكثر مداحان و تا آنجا كه دقت كرده ام خود شما هم به هنگام آغاز مداحي شعري و عباراتي در منقبت امام زمان (عج) مي خوانند. آيا به دليل اين است كه آقا در قيد حياتند و بعد از ياد خدا ياد امام عصر گرامي داشته مي شود يا علت ديگري هم دارد؟
تا آنجايي كه من اطلاع دارم اوايل مداحي به اين صورت بود كه مداحان ابتدا مدحي از اميرالمومنين (ع) مي خواندند و دنباله آن مدح هم گاهي يك سري نصايحي هم لابلايش بود، بعد از آن هم كم كم وارد مرثيه مي شد. ولي بعد از انقلاب به علل مختلفي مداحي، به خصوص مداحي هاي تازه و نو با ياد امام زمان (عج ) شروع مي شود. به هر جهت چون زمان امام زمان (عج) است و اميدوار هم هستيم كه ظهورشان نزديك باشد، با اين خواندن ها و ياد كردن ها يك مقداري گرايش ها به امام زمان (عج) بيشتر مي شود و اميدواريم كه همين بيشتر شدن گرايش ها سبب شود ظهور امام زمان (عج) نزديك تر شود. بنابراين اينكه از امام زمان (عج) مي خوانيم براي اين است كه ياد امام زمان (عج) در اذهان زيادتر شود و مردم اشتياق و شوقشان به ايشان بيشتر شود تا ان شاءالله ديري نگذرد كه اين انقلاب هم به قيام امام زمان (عج) وصل شود.
-اگر امكان دارد به عنوان آخرين بحث به اشعار بپردازيم. عموما منبع شعرهايي كه مي خوانيد چيست وچگونه و با چه معياري دست به انتخاب اشعار مي زنيد؟
بد نيست اشاره كنم كه يكي از آفت هاي مداحي بعداز انقلاب كه مقام معظم رهبري هم در جلسات مختلف خيلي تاكيد و سفارش كردند شعرهاي سبكي است كه بعضا مي خوانند. الحمدلله شعرا زياد شده اند و جوانان بسياري مدح و شعر و مرثيه مي گويند. خوب اين ها خوب است منتها اشعارشان را خيلي زود منتشر مي كنند و بعضي مداح ها هم زود مي خوانند. اگر اين اشعار قبل از اينكه بيرون بيايد نزد اهل و خبره فن بررسي شود و اشكالات آن برظرف و قوي تر شود هم براي خود سراينده خوب است و هم براي مداح. تا اين چنين هم نشده است لازمه اش اين است كه از شعر هاي قوي موجود و از شعراي قبل استفاده كنيم. من سعي مي كنم اين كار را در اشعاري كه انتخاب مي كنم انجام دهم. و قصدم بر اين است كه از شعراي قوي بخوانم و هر شعري را هم انتخاب نمي كنم. در عين حال كه براي جوانان شاعر هم بسيار احترام قائلم و از برخي از آنها هم اشتفاده مي كنم ولي توصيه ام اين است كه به منابع معتبر رجوع كنند، مطالعه و تحقيق كنند، شعر شعراي بزرگ را بخوانند، به ادبيات فارسي بپردازند و هم اين كه عجله نداشته باشند كه شعرهايشان زود جايي خوانده شود. گاهي خوانده شدن اشعارشان موجب مي شود كه از قافله شعرا عقب بمانند.
-خودتان بيشتر از شعرهاي كداميك از شعرا بيشتر استفاده مي كنيد؟
من خودم گاهي از اشعار مرحوم آيت الله غروي اصفهاني مي خوانم كه از علماي بزرگ و استاد علامه طباطبايي و حضرت آيت الله بهجت بوده اند و در شعر و شاعري هم قوي است. به اقتضاي مناسبتي خاص از اشعار حافظ استفاده مي كنم، از اشعار شعراي معاصر مثل آقاي حسان استفاده مي كنم، همچنين گاهي هم از اشعار آقاي سازگار و انساني بهره مي برم. از قديمي ترها شعرهاي آقاي نير تبريزي و صغير اصفهاني رامي خوانم.
