یکشنبه 1386/11/28

بابا جان سلام:
حالت خوب است؟ جايت چطور؟ عمو امير به استقبالت آمد؟ دوستانت؟ تنهايت كه نگذاشته اند؟ راستي انارهايِ « هل اتي ...» را، كه هر روز برايت ميفرستيم ميخوري؟ مراقب خودت هستي؟ قندت ميزون است؟ اه اصلا... آنجا كه قند نداري! شكر خدا خوبِ خوبي!
باباي خوبم؛ نميخواهم اسباب ناراحتيات را فراهم كنم اما عادت به نبودنت سخت است، چشم انتظاري شبانهمان و نيامدنت سخت است، بدون صداي تو از خواب برخاستن سخت است، تنهايي به دانشگاه رفتن، راه رفتن در كتابفروشيهاي انقلاب، كتاب خريدن بيتو ... همه و همه سخت است؛ اما چه كنيم؟ چاره چيست، جز صبر؟
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
ادامه در وبلاگ زهرا
نوشته شده توسط سهام بورقانی در ساعت 19:47 | لینک
|
