تقریبا از همه تیپ ها در جلسه حاضر بودند. پسر با ریش بلند پشر سه تیغ کرده پسر معمولی دختر چادری دختر آرایش کرده و الخ. خلاصه از همه سنخی موجود بود.
جوانان می پرسیدند و "ایشان" جواب می دادند. سعی می کردند طیف سوالات گوناگون باشد. از اکبر گنجی پرسیدند تا ممنوع الخروج بودن ایشان و ثروت و خانه و دوستی با امام و مسایل مربوط به جنگ و انقلاب تا شماره پای ایشان!
پسری در مورد اکبر گنجی پرسید و اینکه ایشان مسوول زندانی شدن گنجی هستند و با لحنی ترحم برانگیز گفتند که چون خود من در زندان بوده ام و با محیط آن آشنا هستم و از شکنجه های درون آن خبر دارم بنابراین هیچ وقت دوست ندارم که کسی به زندان رود. البته ظاهرا ایشان به طور تلویحی تایید کردند که در زندان های جمهوری اسلامی ( نعوذبالله) زندانیان را شکنجه می کنند.
یکی از سوالات جالب این بود که اگر در حال حاضر حضرت علی حکومت تشکیل داده بودند از حضور شما استفاده می کردند یا نه که جواب آمد: بله من فکر می کنم استفاده می کردند!!!
در مورد رابطه دختر و پسر از او پرسیده شد و ایشان جواب دادند که این رابطه های معمولی خوب است و باید ادامه داشته باشند. اما اگر رابطه بخواهد به جاهای حساس کشیده شود باید پدر و مادر هم از موضوع با خبر شوند و آنها با هم محرم شوند و در غیر این صورت باید جوانان خود را کنترل کنند. دوباره پرسیده شد امروزه همه جوانان مثل هم نیستند و همه نمی توانند خود را کنترل کنند که در این هنگام ایشان گفتند: اگر اسلام به طور کامل اجرا شود تمام این مشکلات حل می شود و برای این مسایل راه حل دارد و حتی در مواردی آن را مستحب می داند!
به طور کلی ایشان همان جواب های همیشگی را می دادند. ( البته این همیشگی نهایتا به چند ماه اخیر باز می گردد). جواب ها را خیلی کوتاه می دادند و خیلی جاها کات داده شده بود جواب ها. یک جا را هم سانسور کرده بودند و آن زمانی بود که از عشق سوال شد و اینکه آیا تا حالا ایشان عاشق شده اند یا نه که در اینجا دوربین روی جمعیت رفت و نظر ایشان معلوم نشد ولی بعد از آنکه در مورد امام پرسیده شد گفتند: یکی از مواردی که عاشق شدم امام بود و همیشه دلتنگ او هستم.
معلوم بود که برای تمام حرکات حاضرین از قبل تدبیری اندیشیده شده است. لبخندها حرکت دست ها نوع حرف زدن خنده ها و ...خلاصه اینکه تمام جوانان بازیگر بودند و از عهده نقش هایشان هم بد بر نیامدند.
اما از ابتدای جلسه دختری را می دیدی که سگرمه هایش تو هم است گو اینکه به زور به این محل آورده شده و هیچ سوالی هم نکرد. اواخر برنامه که از ایشان برای این دیدار تشکر می کردند ایشان رو به این دختر جوان کرد و گفت: شما از اول جلسه خیلی ساکت هستید و ظاهرا از چیزی ناراحت.دختر حالا وارد "صحنه" شد و گفت که اعتماد از من گرفته شده است و انگیزه ای بافی نمانده است و اشک از چشمانش سرازیر شد. حالا کلوزآپ چهره های جوانان را می دیدی که برخی اشک می ریزند و برخی هم غمناک اند. ایشان هم با گوشه دست چشمانشان را پاک می کردند و بعد فرمودند که در حال حاضر مشکلات با حضور فعال حل خواهد شد. دختر با همین جمله راضی شد و گل لبخند بر لبانش نشست. قضاوت با شما.